رندان از ساده دلانند
رÙیقی ظری٠از رندی Ú¯ÙØª Ùˆ استغنا، زان پس در رندی رندان بسیار اندیشیدم Ùˆ در اØÙˆØ§Ù„اتشان بسیار غور نمودم. دانستم Ú©Ù‡ رندی را به اشتباه به اهل ØÛŒÙ„ت Ùˆ ÙØ±ÛŒØ¨ نسبت Ù…ÛŒ دهند، Ú†Ù‡ آنکه رندان از ساده دلانند.در نظربازی ما بی‌خبران ØÛŒØ±Ø§Ù†Ù†Ø¯
من چنینم که نمودم؛ دگر ایشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند که در این دایره سرگردانند
جلوه‌گاه Ø±ÙØ® او دیده‌ی من تنها نیست
ماه و خورشید هم این آینه می‌گردانند
عهد ما با لب شیرین‌دهنان بست خدا
ما همه بنده و این قوم خداوندانند
Ù…ÙÙلسانیم Ùˆ هوای Ù…ÙÛŒ Ùˆ Ù…ÙØ·Ø±Ø¨ داریم
آه اگر خرقه‌ی پشمین به گرو نستانند
وصل خورشید به شبپرّه اعمی نرسد
Ú©Ù‡ در آن آینه ØµØ§ØØ¨ نظران ØÛŒØ±Ø§Ù†Ù†Ø¯
لا٠عشق Ùˆ Ú¯ÙÙ„ÙÙ‡ از یار؟ زهی لا٠دروغ!
عشقبازان٠چنین مستØÙ‚ هجرانند
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند
گر به Ù†ÙØ²Ù‡ØªÚ¯Ù‡ Ø§Ø±ÙˆØ§Ø Ø¨ÙŽØ±ÙŽØ¯ بوی تو باد
عقل Ùˆ جان، گوهر٠هستی، به نثار Ø§ÙØ´Ø§Ù†Ù†Ø¯
زاهد ار رندی ØØ§Ùظ نکند Ùهم Ú†Ù‡ شد
دیو بÙگریزد از آن قوم Ú©Ù‡ قرآن خوانند
گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان
بعد از این خرقه صوÙÛŒ به گرو نستانند
1392/12/05
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی