اÙنعام از اَنعام؟!
خواستم شرØÛŒ بر این غزل ØØ§Ùظ بنویسم دیدم بسیار سخت است بر جملاتی بدین ÙˆØ¶ÙˆØ Ùˆ ØµØ±Ø§ØØª شرØÛŒ نوشت: ای گدایان خرابات خدا یار شماست، چشم اÙنعام مدارید ز اَنعامی چند. پیر میخانه Ú†Ù‡ خوش Ú¯ÙØª به دردی Ú©Ø´ خویش، Ú©Ù‡ Ù…Ú¯Ùˆ ØØ§Ù„ دل سوخته با خامی چند.ØØ³Ø¨ ØØ§Ù„ÛŒ ننوشتی Ùˆ شد ایامی چند
Ù…ØØ±Ù…ÛŒ Ú©Ùˆ Ú©Ù‡ ÙØ±Ø³ØªÙ… به تو پیغامی چند
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لط٠شما گامی چند
چون Ù…ÛŒ از خم به سبو Ø±ÙØª Ùˆ Ú¯Ù„ اÙکند نقاب
ÙØ±ØµØª عیش Ù†Ú¯Ù‡ دار Ùˆ بزن جامی چند
قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند ØµØØ¨Øª بدنامی چند
عیب Ù…ÛŒ جمله Ú†Ùˆ Ú¯ÙØªÛŒ هنرش نیز بگو
Ù†ÙÛŒ ØÚ©Ù…ت Ù…Ú©Ù† از بهر دل عامی چند
ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم اÙنعام مدارید ز اَنعامی چند
پیر میخانه Ú†Ù‡ خوش Ú¯ÙØª به دردی Ú©Ø´ خویش
Ú©Ù‡ Ù…Ú¯Ùˆ ØØ§Ù„ دل سوخته با خامی چند
ØØ§Ùظ از شوق رخ مهر ÙØ±ÙˆØº تو بسوخت
کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند
1392/11/01
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی