چه بی نشاط بهاری
نه لب گشايدم از Ú¯Ù„ØŒ نه دل کشدم به نبيدچه بيâ€Ù†Ø´Ø§Ø· بهاري Ú©Ù‡ Ø¨ÙŠâ€Ø±Ø® تو رسيد
نشان داغ دل ماست Ù„Ø§Ù„Ù‡â€Ø§ÙŠ Ú©Ù‡ Ø´Ú©ÙØª
به سوگواري زل٠تو اين Ø¨Ù†ÙØ´Ù‡ دميد
بيا Ú©Ù‡ خاک رهت Ù„Ø§Ù„Ù‡â€Ø²Ø§Ø± خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکيد
به ياد Ø²Ù„Ù Ù†Ú¯ÙˆÙ†â€Ø³Ø§Ø± شاهدان چمن
ببين در آينهâ€ÙŠ Ø¬ÙˆÙŠØ¨Ø§Ø±ØŒ گريهâ€ÙŠ Ø¨ÙŠØ¯
به دور ما که همه خون دل به ساغرهاست
ز چشم ساقي غمگين که بوسه خواهد چيد؟
Ú†Ù‡ جاي من؟ Ú©Ù‡ در اين روزگار Ø¨ÙŠâ€ ÙØ±ÙŠØ§Ø¯
ز دست جور تو ناهيد بر ÙÙ„Ú© ناليد
در غزل ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ معاصر، شعرهای هوشنگ ابتهاج معرو٠به Ù‡.الÙ. سایه در شمار آثار خوب Ùˆ خواندنی است. مضامین گیرا Ùˆ دلکش، تشبیهات Ùˆ استعارات Ùˆ صور خیال بدیع، زبان روان Ùˆ موزون Ùˆ خوش‌ترکیب Ùˆ هماهنگ با غزل، از ویژگیهای شعر اوست Ùˆ نیز رنگ اجتماعی ظری٠آن یادآور شیوهٔ دلپذیر ØØ§Ùظ است. از جمله غزلهای برجستهٔ اوست: دوزخ Ø±ÙˆØØŒ شبیخون، خونبها، گریهٔ لیلی، چشمی کنار پنجرهٔ انتظار Ùˆ نقش دیگر.
متن معرÙÛŒ کننده امیر هوشنگ ابتهاج را از شخص دیگری نقل قول کردم Ú©Ù‡ به نظرم زیبا بود.
با آرزوی سالی خوش و نکو برای همه مهمانان اتاق من، با آوردن قطعه دیگری از ایشان که به خاطر آوردم، این متن را به پایان می برم.
آن Ú©Ù‡ مست آمد Ùˆ دستی به دل ما زد Ùˆ Ø±ÙØª
در این خانه ندانم به Ú†Ù‡ سودا زد Ùˆ Ø±ÙØª
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه‌ای بر در این خانهٔ تنها زد Ùˆ Ø±ÙØª
1389/01/01
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی