شام غریبان Ø³ØØ± ندارد
زنم یک سو تمام خارها راکه از باغ Ú¯Ùلم گیرم نشانه
الا ای سنگ ها ، با من بنالید
که از آهم کشند آتش زبانه
که غیر از من نماز آورده بر جا
به جسم یار، زیر تازیانه
هَزارانم همه Ø®ÙØªÙ†Ø¯ در خاک
Ù‡ÙØ²Ø§Ø±Ø§Ù† کوه غم دارم به شانه
دریغا! پنجه ی قاتل گره خورد
بر آن مویی که زهرا کرده شانه
مران ای ساربان Ù…ØÙ…Ù„ØŒ Ú©Ù‡ شویم
Ú¯ÙÙ„ خود را به اشک دانه دانه
1388/10/06
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی