سیب دندان زده - 1
ØÙ…ید مصدق ØÙ‚وقدانی است Ú©Ù‡ در سال 1318 در شهرضا چشم به جهان گشود. او علی رغم ØªØØµÛŒÙ„ØŒ پژوهش Ùˆ تدریس در دانشگاههای بزرگ کشور در زمینه ØÙ‚وق قضایی، بازرگانی Ùˆ روش تØÙ‚یق، با چند قطعه شعری شناخته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ با آهنگ Ùˆ طنینی عاشقانه در اعتراض به وضع سیاسی زمان خود سروده است. معرو٠ترین قطعه شعر سروده شده توسط این شاعر قصیده ای است به نام "آبی، خاکستری، سیاه" Ú©Ù‡ قبلا بخش Ú©ÙˆÚ†Ú©ÛŒ از آن را در اتاق من ارائه کرده ام. این قصیده آنقدر زیبا Ùˆ دلنشین، اعتراض شاعر را به اوضاع سیاسی Ùˆ اجتماعی سالهای 1330 تا 1350 نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ بسیاری او را از منسوبین دکتر مصدق Ù…ÛŒ پندارند. در سال 1374 توسط دوست خوبم آقای یعقوبی Ú©Ù‡ از اهالی اراک بود Ùˆ همنشین من در بالکنی ساکت Ùˆ آرام در خیابان انقلاب، با ØÙ…ید مصدق آشنا شدم. تا سالهای متمادی هنوز اشعار این شاعر گرانقدر همدم Ù„ØØ¸Ù‡ های من است. ØÙ…ید مصدق در هشتم آذرماه Û±Û³Û·Û· دقیقا در همان روزی Ú©Ù‡ دوست خوبم امید (Ù…ØÙ…د) خراسانی کارت پستال زیبایی منقش به قطعه شعری دلنشین از قصیده "آبی، خاکستری، سیاه" را چاپ نمود، بر اثر بیماری قلبی در تهران درگذشت.تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو Ø§ÙØªØ§Ø¯ به خاك
Ùˆ تو Ø±ÙØªÛŒ Ùˆ هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام
آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق این پندارم
كه چرا
- خانه كوچك ما
- سیب نداشت
1392/05/28
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی