رویای Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ±
از مرز خوابم Ù…ÛŒ گذشتم،سایه ÛŒ تاریک یک Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ±
روی همه ÛŒ این ویرانه ÙØ±Ùˆ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ بود.
کدامین باد بی پروا
دانه ÛŒ این Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ± را به سرزمین خواب من آورد؟
در پس درهای شیشه ای رویاها،
در مرداب بی ته آیینه ها،
هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم
یک Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ± روییده بود.
گویی او Ù„ØØ¸Ù‡ Ù„ØØ¸Ù‡ در تهی من Ù…ÛŒ ریخت
Ùˆ من در صدای Ø´Ú©ÙØªÙ† او
Ù„ØØ¸Ù‡ Ù„ØØ¸Ù‡ خودم را Ù…ÛŒ مردم.
بام ایوان ÙØ±Ùˆ Ù…ÛŒ ریزد
Ùˆ ساقه ÛŒ Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ± برگرد همه ÛŒ ستون ها Ù…ÛŒ پیچد.
کدامین باد بی پروا
دانه این Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ± را به سرزمین خواب من آورد؟
Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ± رویید،
ساقه اش از ته خواب Ø´ÙØ§ÙÙ… سر کشید.
من به رویا بودم،
سیلاب بیداری رسید.
چشمانم را در ویرانه ی خوابم گشودم:
Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ± به همه ÛŒ زندگی ام پیچیده بود.
در رگ هایش ، من بودم که می دویدم.
هستی اش در من ریشه داشت،
همه ی من بود.
کدامین باد بی پروا
دانه ÛŒ این Ù†ÛŒÙ„ÙˆÙØ± را به سرزمین خواب من آورد؟
بسیاری از میهمانان اتاق من، به خاطر شعرهای زیبای سهراب سپهری Ú©Ù‡ گهگاه اتاق من را دلنشین Ù…ÛŒ کنند تشکر کرده اند. به عبارت دیگر از من خواسته اند به جای متنهای ملال آور خودم، بیشتر از اشعار سهراب Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کنم. اطاعت امر Ù…ÛŒ کنم ولی آدم اختیار اتاق خودشو Ú©Ù‡ داره.
1388/08/15
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی