ناخودآگاه
با اندکی تغییر، مرقوم شده توسط همان میهمان اتاق من:اینکه در جستار خود از نظریات کارل گوستاو یونگ روانشناس معرو٠بهره Ù…ÛŒ گیریم بیشتر به دلیل آنست Ú©Ù‡ یونگ مایه اصلی شناخت خود را وامدار مشرق زمین Ùˆ پژوهش عمیق در ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ شرق است. یونگ شخصیت را به مثابه دایره ای در Ù…ØØ¯ÙˆØ¯Ù‡ دقیق خط دایره خودآگاهی یا همه آن چیزهایی Ú©Ù‡ در جهان عقلانیت بدان اشعار داریم Ùˆ طبیعتا ØÙˆØ§Ø³Ù…ان Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§ بر آنها جمع است Ù…ÛŒ انگارد ولی داخل دایره شخصیت بسیار وسیعتر از خودآگاهی است Ùˆ به ناخودآگاه معرو٠است Ú©Ù‡ تمام آن معارÙیست Ú©Ù‡ در ØØ§Ù„ت عادی Ùˆ سلامت ظاهری Ùکر، چیزی از آن را بخاطر نمی آوریم. اینکه به خاطر نیاوریم دلیل بر ندانستن نیست بلکه اشرا٠آگاهانه بر آن وجود ندارد. یونگ اثبات Ù…ÛŒ کند بسیار علوم Ùˆ عادتها هست Ú©Ù‡ در ناخوداگاه ماست بی آنکه بتوان به Ø±Ø§ØØªÛŒ به آن دست یازید. وجود هیپنوتیزم Ùˆ اطلاعات خارق العاده ای Ú©Ù‡ شخص هیپنوتیز شونده به پزشکش Ù…ÛŒ دهد بهترین دلیل اثبات این امر بشمار Ù…ÛŒ آید Ú†Ù‡ آنکه این شخص بسیار سخنها Ùˆ معار٠بر زبان جاری Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ در خودآگاهی از آن بیخبر است. یونگ به Ø·Ø±Ø Ù‡Ø§ÛŒÛŒ در باطن ناخودآگاهی اشاره Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ به آنها صور نوعی یا آرکتیپ Ù…ÛŒ گوییم. این طرØÙ‡Ø§ بطور ÙÛŒ Ù†ÙØ³Ù‡ قالب های خالی Ùˆ پیش سازنده هایی هستند Ú©Ù‡ Ù…ØØªÙˆØ§ Ù…ÛŒ یابند. آنچه ما به ارث Ù…ÛŒ بریم Ù…ØØªÙˆÛŒ ارکتیپ ØµØ±ÙØ§ نیست بلکه در اصل آن قالب اصلی Ùˆ نیروی پیش سازنده آن است Ú©Ù‡ با تخیل خلاق مثلا یک هنرمند ترکیب شده Ùˆ از قوه به ÙØ¹Ù„ در Ù…ÛŒ آید. مثلا هرگاه به هر انسانی یک میز دایره Ùˆ Û´ صندلی بدهند بی اختیار آنها را بصورت ترکیبی از دایره Ùˆ مربع خواهد چید Ú©Ù‡ جزو اصلی ترین ارکتیپ ها Ùˆ همان ماندالا است. این تصاویر نه تنها در ادیان Ùˆ تمدنهای گوناگون بلکه در رویاهای انسانهای عادی نیز ظاهر Ù…ÛŒ شوند. مانند Ú¯Ù„ در اساطیر هند، ØµÙØÙ‡ ساعت باغی چهارگوش Ú©Ù‡ Ùواره Ùˆ ØÙˆØ¶ دایره ای را در میان Ù…ÛŒ گیرد (پردیس یا همان بهشت ایرانیان )Ø› Ø·Ø±Ø ÙØ±Ø´Ù‡Ø§ÛŒ ایرانی با ترکیبات دایره Ùˆ مربع Ú©Ù‡ در واقع نشان آن باغ است. چرخ هشت پره ستاره یا خورشیدی Ú©Ù‡ هشت اشعه ÙØ±ÙˆØ²Ø§Ù† از آن خارج Ù…ÛŒ شود، چهار ÙØµÙ„ Ùˆ .... .
در هند این ماندالا یک صورت بسیار معرو٠بنام یانترا دارد Ú©Ù‡ ترکیبی از دایره Ùˆ مربع است. یانترا آلت تمرکز معنوی یا مراقبه است. با تمرکز در این تصاویر انسان به تدریج به مرکز وجود خودش ناخودآگاه رخنه ای پیدا Ù…ÛŒ کند. امواج نامتمرکز ذهنی خاموش Ù…ÛŒ شوند. جریان تÙکر یکپارچه Ùˆ ممتد Ùˆ ثابت Ù…ÛŒ شود Ùˆ بسوی تنها ØÙ‚یقت ثابت هستی متوجه شده Ùˆ مانند رادیو Ú©Ù‡ روی یک موج خاص تنظیم Ù…ÛŒ شود Ùˆ صدای صا٠را پخش Ù…ÛŒ کند؛ Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§ tune شده، متعاقب آن ØØ§Ù„ت وصل تØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ یابد. آدمی به مرکز هستی اش راه Ù…ÛŒ یابد Ùˆ با مبدا هستی یکی Ù…ÛŒ گردد Ùˆ ممکن است Ú©Ù‡ مانند منصور ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ انالØÙ‚ سر دهد.
یونگ Ù…ÛŒ گوید برای راه ÛŒØ§ÙØªÙ† به ناخودآگاهی باید خود آگاهی به مدد مراقبه اعمال Ùˆ ریاضت Ùکر تضعی٠شود Ùˆ عمل برخی از متÙکران را Ú©Ù‡ برای این هد٠از سوزاندن عود ها Ùˆ مواد مخدر Ùˆ یا شراب Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کنند مردود Ù…ÛŒ داند، Ú†Ù‡ این امر بمانند تقلب است Ùˆ متقلب را به کنه وجود نهایتا راهی نیست. در تعالیم اسلامی نیز ØÚ©Ù…ا Ùˆ عقلا معتقدند Ú©Ù‡ برای اجابت دعا باید دلشکسته بود، باید از هر وجودی دل برید Ùˆ به واجب الوجود پناه آورد باید صا٠شد مانند آینه. آنگاه است Ú©Ù‡ ارتباط برقرار است Ùˆ هر دعا مورد اجابت.
از جمله دیگر صور نوعی Ù…ÛŒ توان به آنیما (زن درون هر مرد) آنیموس (مرد درون هر زن)ØŒ پرسونا یا نقابی Ú©Ù‡ ما در برابر هر ÙØ±Ø¯ دیگری بخود Ù…ÛŒ زنیم نام برد. از آنجا Ú©Ù‡ هنرمندان Ùˆ شعرا مخاطب آنی ندارند به این آنیما Ùˆ آنیموس پناه Ù…ÛŒ برند Ùˆ معمولا او را مخاطب اثر هنری قرار Ù…ÛŒ دهند. یک مثال ایرانی بزنیم: سهراب سپهری در شعری از زنی Ù…ÛŒ گوید Ú©Ù‡ همیشه لب درگاه ظاهر Ù…ÛŒ شود. ببینید:
زن دم درگاه بود.
با بدنی از همیشه
Ø±ÙØªÙ… نزدیک
چشم، Ù…ÙØµÙ„ شد
ØØ±Ù بدل شد به پر
به شور
به اشراق
Ùˆ ...
دیدم در چند متری ملکوتم
انسان وقتی دلش Ú¯Ø±ÙØª
از پی تدبیر می رود
من هم Ø±ÙØªÙ…
Ø±ÙØªÙ… تا میز
تا مزه ماست
تا طراوت سبزی
آنجا نان بود و استکان و تجرع
ØÙ†Ø¬Ø±Ù‡ Ù…ÛŒ سوخت در ØµØ±Ø§ØØª ودکا
باز که گشتم
زن دم درگاه بود
با بدنی از همیشه های Ø¬Ø±Ø§ØØª
ØÙ†Ø¬Ø±Ù‡ جوی آب را
قوطی کنسرو خالی
زخمی می کرد
میبینید Ú©Ù‡ در آستانه وصل بعد از مراقبه Ùˆ چند متری ملکوت بعد از Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ نادرست از وسایل تضعی٠خودآگاهی زن (آنیما) اینبار با بدنی از همیشه های Ø¬Ø±Ø§ØØª ظاهر Ù…ÛŒ شود Ùˆ یکجای کار عیب دارد.
یونگ معتقد است Ú©Ù‡ نا خودآگاه تمامی انسانها از آنجا Ú©Ù‡ به عالم هستی متصل است Ùˆ Ùیض Ù…ÛŒ گیرد مانند یک رایانه Ú©Ù‡ در شبکه به سویچی متصل است طبیعتا با تمام ناخودآگاههای دیگران رابطه دارد. یونگ به این واقعیت ناخودآگاه جمعی اطلاق Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ باعث به اشتراک گذاشتن تجربیات هزاران ساله بشر Ù…ÛŒ شود.
Ùˆ اینجاست Ú©Ù‡ من Ùکر Ù…ÛŒ کنم با بستن چشمانم Ùˆ گسستن همه آنچه در خودآگاه من است، به کدام ناخوداگاه متصل Ù…ÛŒ شوم Ùˆ آیا عالم ناخودآگاه من بهره ای از تجربیات هزاران ساله بشری دارد؟!
مادر آتش در گوشه اتاقی نشسته است و آرزو دارد او را درمان کنم!
پیرمردی که غرق نگاه به من است و هیچ نمی خواهد.
کودکانی که در پی ام می دوند
و هیچگاه به من نمی رسند.
آنقدر می دوم که هیچکس مرا نمی یابد.
دوباره تنها هستم!
1395/09/22
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی