سر عشق
هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش ميسرم كه نجوشم
به هوش بودم از اول كه دل به كس نسپارم
شمايل تو بديدم نه عقل ماند و نه هوشم
ØÙƒØ§ÙŠØªÙŠ Ø² دهانت به گوش جان آمد
دگر Ù†ØµÙŠØØª مردم ØÙƒØ§ÙŠØª است به گوشم
مگر تو روي بپوشي Ùˆ ÙØªÙ†Ù‡ بازنشاني
كه من قرار ندارم كه ديده از تو بپوشم
من رميده دل آن به كه در سماع نيايم
كه گر به پاي درآيم، به در برند بدوشم
مرا به هيچ به دادي و من هنوز برآنم
كه از وجود تو مويي به عالمي Ù†ÙØ±ÙˆØ´Ù…
مرا مگوي كه سعدي طريق عشق رها كن
سخن Ú†Ù‡ ÙØ§ÙŠØ¯Ù‡ Ú¯ÙØªÙ† Ú†Ùˆ پند مي ننيوشم
به راه باديه Ø±ÙØªÙ† به از نشستن باطل
كه گر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم
1387/05/29
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی