Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ùظی تلخ
گذری بر Ø¯ÙØªØ± عمر دکتر ÙØ§Ø¶Ù„ نظری انبوهی از Ø§ÙØªØ®Ø§Ø±Ø§Øª Ùˆ سمتها Ùˆ مدالهای بر سینه او را به رخ Ù…ÛŒ کشد اما آنچه در سینه او گذشته است Ùˆ چنین قلم را بر پهنای کاغذ ÙØ´Ø±Ø¯Ù‡ است بس بزرگ تر، موثرتر Ùˆ ماندگارتر است. خداوند ØÙظشان کند.به Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ùظی تلخ تو سوگند، نشد
Ú©Ù‡ تو Ø±ÙØªÛŒ Ùˆ دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع، ولی لب هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه! بی تاب شدن عادت Ú©Ù… ØÙˆØµÙ„Ù‡ هاست
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
مثل عکس رخ مهتاب Ú©Ù‡ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ در آب
در دلم هستی Ùˆ بین من Ùˆ تو ÙØ§ØµÙ„Ù‡ هاست
خاطرات تو و دنياي مرا سوزاندند
تا ÙØ±Ø§Ù…وش شود ياد تو هرچند نشد
من دهان باز نكردم كه نرنجي از من
مثل زخمى كه لبش باز به لبخند نشد
آسمان با Ù‚ÙØ³ تنگ Ú†Ù‡ ÙØ±Ù‚ÛŒ دارد
بال وقتی Ù‚ÙØ³ پر زدن چلچله هاست
هرچه آيينه به توصي٠تو جان كند نشد
آه، تصوير تو هرگز به تو مانند نشد
Ú¯ÙØªÙ… از قصه عشقت گرهى باز کنم
به پريشانى گيسوى تو سوگند نشد
بی تو هر Ù„ØØ¸Ù‡ مرا بیم ÙØ±Ùˆ ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند
بلكه چون برده مرا هم Ø¨ÙØ±ÙˆØ´Ù†Ø¯ نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه مسئله هاست
1395/07/08
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی