نه عشقی است دوروزه
به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم
وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم
قدØÛŒ دارم بر ک٠به خدا تا تو نیایی
هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم
Ø³ØØ±Ù… روی Ú†Ùˆ ماهت شب من زل٠سیاهت
به خدا بی‌رخ Ùˆ Ø²Ù„ÙØª نه بخسبم نه بخیزم
ز جلال تو جلیلم ز دلال تو دلیلم
که من از نسل خلیلم که در این آتش تیزم
بده آن آب ز کوزه که نه عشقی است دوروزه
چو نماز است و چو روزه غم تو واجب و ملزم
به خدا شاخ درختی که ندارد ز تو بختی
اگرش آب دهد یم شود او کنده هیزم
بپر ای دل سوی بالا به پر و قوت مولا
که در آن صدر معلا چو تویی نیست ملازم
همگان وقت بلاها بستایند خدا را
تو شب Ùˆ روز مهیا Ú†Ùˆ ÙÙ„Ú© جازم Ùˆ ØØ§Ø²Ù…
ØµÙØª Ù…ÙØ®Ø± تبریز نگویم به تمامت
چه کنم رشک نخواهد که من آن غالیه بیزم
1394/03/12
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی