ØØ¯ÛŒØ« مستان
ØØ¯ÛŒØ« آنان Ú©Ù‡ در سر سودای دگر دارند Ùˆ سرنوشت برایشان سودای دگر در سر، جز به نشستنها Ùˆ خاموشیها سرانجام نیابد. عشق بازی، نظربازی، سربازی Ùˆ سراندازی از آن آنان است نه در راه شاهد Ùˆ ساقی Ú©Ù‡ به همراه شاهد Ùˆ ساقی.Ú¯ÙØªØ§ تو از کجائی Ú©Ø§Ø´ÙØªÙ‡ می‌نمائی
Ú¯ÙØªÙ… منم غریبی از شهر آشنائی
Ú¯ÙØªØ§ سر Ú†Ù‡ داری کز سر خبر نداری
Ú¯ÙØªÙ… بر آستانت دارم سر گدائی
Ú¯ÙØªØ§ کدام مرغی کز این مقام خوانی
Ú¯ÙØªÙ… Ú©Ù‡ خوش نوائی از باغ بینوائی
Ú¯ÙØªØ§ ز قید هستی رو مست شو Ú©Ù‡ رستی
Ú¯ÙØªÙ… بمی پرستی جستم ز خود رهائی
Ú¯ÙØªØ§ جویی نیرزی گر زهد Ùˆ توبه ورزی
Ú¯ÙØªÙ… Ú©Ù‡ توبه کردم از زهد Ùˆ پارسائی
Ú¯ÙØªØ§ بدلربائی ما را چگونه دیدی
Ú¯ÙØªÙ… Ú†Ùˆ خرمنی Ú¯Ù„ در بزم دلربائی
Ú¯ÙØªØ§ من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
Ú¯ÙØªÙ… به از ترنجی لیکن بدست نائی
Ú¯ÙØªØ§ چرا Ú†Ùˆ ذره با مهر عشق بازی
Ú¯ÙØªÙ… از آنکه هستم سرگشته‌ئی هوائی
Ú¯ÙØªØ§ بگو Ú©Ù‡ خواجو در چشم ما Ú†Ù‡ بیند
Ú¯ÙØªÙ… ØØ¯ÛŒØ« مستان سری بود خدائی
رØÙ…ت خداوند بر خواجوی کرمانی علیه الرØÙ…Ù‡.
1394/02/04
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی