بهار توبه شکن
به عزم توبه Ø³ØØ± Ú¯ÙØªÙ… استخاره کنمبهار توبه Ø´Ú©Ù† می‌رسد Ú†Ù‡ چاره کنم
سخن درست بگویم نمی‌توانم دید
Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ خورند ØØ±ÛŒÙان Ùˆ من نظاره کنم
چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه
پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم
به دور لاله دماغ مرا علاج کنید
گر از میانه بزم طرب کناره کنم
ز روی دوست مرا چون Ú¯Ù„ مراد Ø´Ú©ÙØª
ØÙˆØ§Ù„Ù‡ سر دشمن به سنگ خاره کنم
گدای میکده‌ام لیک وقت مستی بین
Ú©Ù‡ ناز بر ÙÙ„Ú© Ùˆ ØÚ©Ù… بر ستاره کنم
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامت رند شرابخواره کنم
به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی
ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد ØØ§Ùظ
به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم
کاش می‌شد مستی Ùˆ وارستگی از آنچه خیلی‌ها به آن وابسته‌اند را تجربه Ùˆ ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ کرد. اما ØÛŒÙ انسانی Ú©Ù‡ قصد Ø³ÙØ± دارد با خود Ù…ÛŒ اندیشد Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ کنم یا Ú†Ù‡ ها کنم Ùˆ این را تجربه کنم Ùˆ آن را بیاندوزم اما هرگز معلوم نیست Ú©Ù‡ ØØ§Ú©Ù… برایش Ú†Ù‡ ØÚ©Ù… Ù…ÛŒ کند Ùˆ Ú†Ù‡ ØÚ©Ù…ÛŒ برایش نیکو است Ùˆ نهایتا آن Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ ØÚ©Ù… شده است Ùˆ Ú†Ù‡ نیک Ùˆ Ú†Ù‡ بد باید آنرا پذیرا بود.
پس خدایا ØÚ©Ù… Ú©Ù† تا استخاره توبه از آزادگی Ùˆ وارستگی ام هرگز خوب نباشد تا همرهان بهار تنها نمانند. ØÚ©Ù… Ú©Ù† Ú©Ù‡ ØØ±ÛŒÙان نظاره گر میگساری ام باشند چنانچه جامه پاره ام آرزویشان گردد. ØÚ©Ù… Ú©Ù† Ú©Ù‡ از بزم Ùˆ طرب زندگی زیبایی Ú©Ù‡ تو عنایتش ÙØ±Ù…وده ای هرگز کنار نمانم تا Ø´Ú©ÙØªÙ† Ú¯Ù„ مراد در دل سنگ دشمن را چون آرزوهای خود عزیز بدارم. چنان گدایم Ú©Ù† Ú©Ù‡ ستارگان آسمان Ùˆ ÙÙ„Ú© معطل اشاره نگاه من باشند. ØÚ©Ù… Ú©Ù† به اسرا٠در وارستگی Ùˆ نوشیدن از خم شرابخانه ات به آن مقدار Ú©Ù‡ پنهان کردن میسر نباشد Ùˆ راز نهان آشکاره کنم. الهی به امید تو!
1393/12/24
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی