رندان راه - کلام هشتم: رنج
نه آنم که در پی کاستن دردی باشماز دلم یا دندانم
چه آنکه دردها کاستنی نیستند
بلکه ÙØ±Ø§Ù…وش شدنی اند
آنگاه که درد کودکی در خرابه را
با درد ثروتمندی
که آسمان را با ناخن انگشتش می خراشید
میزان کردم
دانستم که دردها کم و بیش ندارند
بلکه نام Ùˆ نشانشان ØªÙØ§ÙˆØª دارد
درد ها بد نیستند
آندم که در درونند
یا بزرگند و همه گیر
شادی نیز چنین است
دردهایی که نه در دل اند و نه در همگان
ÙØ±Ø§Ù…وش شدگانند در دل ساده دلان
که باید در دل و در همگان!
1393/09/01
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی