• عقل از کف داده Ùˆ دل در دست گرفته اند Ùˆ از بزرگی این دل بهره برده Ùˆ در Ù¾ÛŒ کشف دور دستهای فیزیک Ùˆ متافیزیک هستند. از غیب Ù…ÛŒ گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل Ù…ÛŒ دانند Ùˆ از سرانجام تاریخ Ù…ÛŒ نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر Ú©Ù‡ در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته Ùˆ بر ابهاماتش افزون گشته. Ù…ÛŒ روی تا بدانی Ùˆ با هر گام بیشتر دانی Ú©Ù‡ نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری Ùˆ خود سر ریز Ù…ÛŒ شود! گاهی به حرف Ù…ÛŒ آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان Ù…ÛŒ کنند Ú©Ù‡ لالی! گاهی سخن Ù…ÛŒ گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود Ùˆ خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود Ùˆ شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم Ú©Ù‡ بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار Ùˆ فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

سوال عمومی

چندی پیش ظریفی سوالی به قول خودش عمومی را برایم ایمیل کرد که با اجازه خودش آنرا بدون ذکر نامش در اتاق من مطرح می کنم و پاسخ خود را نیز به آن سوال عمومی می دهم. تاکید می کنم که پاسخی که داده می شود نظر شخصی خودم هست و ارتباطی به نظر و استدلال رسمی وزارت علوم یا دیگر ارگانها ندارد.

متن ایمیل به صورت کامل:

سلام استاد گرامی
سوالی داشتم که مدتی بود ذهن من رو درگیر کرده بود
و فکر کردم که شما توانایی و اطلاعات لازم رو در این خصوص دارید
لذا باعث افتخاره اگه پاسخ بدید

چرا ما در دانشگاه دروس اضافی و بی ربط زیادی نسبت به رشته ی اصلیمون میخونیم؟
چرا چیزی که یاد می گیریم نیاز آینده کشور نیست؟
دانشجو بیکار میمونه
نیاز کشور هم رفع نمیشه
با نگاهی به دانشگاه های معتبر دنیا می توانیم تقسیم بندی های کاملی را برای رشته های مختلف ببینیم
و منابع به روز و معتبر رو پیدا کنیم
مثلا همین رشته نرم افزار خودمون
ما همه ی ابعادش رو میخونیم بدون عمق.
سخت افزار میخونیم
برنامه نویسی میخونیم
گرافیک میخونیم
شبکه میخونیم
مدارات الکتریکی میخونیم
.
.
.
خلاصه همه چی میخونیم
درحالی که هرکدومش یه دنیایی دارند
مسلما کسی که 4 سال شبکه کار میکنه با کسی که 4 سال همه چی کارمیکنه و میخونه یکی نیست
و عمق تخصص قابل مقایسه نیست
حالا کاری نداریم که به وضع خیلی بدی بهمون اموزش داده میشه.اون بحثش توی مرحله ی بعدی هست
چرا دسته بندی مشخصی انجام نمیشه تا دانشجو تکلیفش مشخص باشه و از عمرش بهتر استفاده شه
و وقتش برای خوندن مباحث بی ربط هدر نشه
آیا بازبینی سرفصل ها و طراحی متد های جدید و کتب به روز و کارامد
اینقدر سخت یا کم اهمیت هست؟
یا تفکر ما در این خصوص اشتباه است؟
به نظرم چند میلیون بیکار اگه کار رو درست یاد میگرفتن خیلی از نیازها رفع میشد


اگه سوالم مفهوم نبود بیشتر توضیح میدم

یکی از اساتید محترم قبلا پاسخ دادند که وقتی ادامه تحصیل بدید متوجه می شید. ولی ما هنوز که متوجه نشدیم.
چرا باید اول بی رقبت به ادامه تحصیل بشه تا وقتی دکترا خوند بخواد بفهمه و مشتاق بشه.
تازه به راحتی بگم 90 درصد ورودی هامون همین الان بی انگیزه شدن نسبت به درس و ادامه تحصیل..
چون به دردشون نمیخوره حفظ کردن فرمول های جدید وپیچیده تر.
باور کنید همه دارن از رو اجبار ادامه میدن. هیچ کس وقتی شب میخوابه به انگیزه و امید اینکه صبح زودتر پاشه بره سر کلاس نیست
اکثرا میخان زودتر کلاسا تموم شه.
درحالی که شما خودتون اونور درس خوندید میدونید چه انگیزه ای دانشجوها واسه درس خوندن دارند. و چه اشتیاقی واسه حضور سرکلاس ها.
!!!لطفا نگید که اینطور نیست

از ما که گذشت
ما فارغ التحصیل شدیم
استاد، بنده میتونم برم سر کار، اما هرچی یاد گرفتم رو خودم رفتم دنبالش.
کتاب های دانشگاه به دردم نخورد مگر اتلاف وقتم.
الان هم به فکر اپلای هستم با اجازتون.

ولی دوست داشتم پاسخ این سوالم رو بدونم
باتشکر
موفق باشید

پاسخ من:

1- اینکه یک جوان ایرانی دغدغه مفید بودن و خوب بودن دارد بسیار ستودنی است و اینکه من به عنوان یک جزء از مجموعه ای که در اطراف شما هستیم به سبب افکار و رفتار و گفتارمان باعث این شده ایم که به فکر رفتن بیافتید باعث تاسف است و سرافکندگی. امید دارم اگر چند صباحی در خارج از کشور به دنبال علم و تحقیق می روید با اندوخته های خود خیلی زود برگردید و خانه خودتان را آباد کنید چرا که شما هم مثل من و بقیه ساکنان این مرز و بومید با همه کاستی ها و نیکی ها.

2- در رابطه با سرفصل دروس اطلاع دارم که سرفصل دروس رشته کامپیوتر مورد بازبینی قرار گرفته است و از مهر ماه سال جاری بر اساس آن سیستم آموزشی عمل خواهد کرد. اگرچه این امر را بسیار مفید و نیکو می دانم، اما هرگز گمان نمیکنم تغییر سرفصل بتواند به تنهایی مشکلی را که مطرح فرمودید برطرف کند.

3- در بخشی از مطلب خود فرمودید از شما خواسته اند دروس را بخوانید تا در آینده یا به عبارتی مقاطع بالاتر کاربرد آن دروس را بیاموزید. لازم است توضیح دهم، هر مقطع فلسفه و اهداف خود را دارد و اگر در یک مقطع به اهداف آن نرسید، نه تنها در مقاطع بالاتر آنرا نمی یابید بلکه شروع مقطع بالاتر بی معناست. در مقطع کارشناسی، تربیت یک کارشناس یا مهندس خبره مورد هدف است که به عنوان مثال یک مهندس نرم افزار خوب نه تنها باید نسبت به سخت افزار کامپیوتر و مبانی الکترونیک و مهندسی برق آشنایی داشته باشد بلکه باید ادبیات، تاریخ و جغرافیای کشور خود و جهان را هم خوب بشناسد. من هم چنین گمان میکردم که در کشورهای پیشرفته فقط یک تخصص و گرایش را تدریس می کنند که این تصور من اشتباه بود و در مقاطع پایین تدریس دروس مرتبط و پایه در همه سیستمهای آموزشی که من دیده ام متداول و معمول است و هرمی که تکیه گاهش باریک و نازک باشد هرچقدر هم که این تکیه گاه قوی باشد، پایداری را برای صاحب خود به ارمغان نخواهد آورد. در مقطع کارشناسی ارشد، هدف سیستم آموزشی آموزش نحوه پژوهش به دانشجویان است تا بتوانند در یک مشکل خاص تحقیق و کنکاش کنند و علاوه بر مسائل عمومی که در کارشناسی قادر به حل آن گشته اند بتوانند در مسائل و مشکلات خاص هم توانایی پژوهش را پیدا کنند. در مقطع دکتری، هدف تربیت کسانی است که بتوانند نظریه پردازی کنند و بتوانند تئوری و نظریه ای ارائه کنند که به صورت یک تئوری اثبات شده در حل مسائل و مشکلات متعدد و البته مشابهی به کار گرفته شود. این تصور که دوره دکتری همان دوره کارشناسی ارشد است به صورت وسیع تر و سنگین تر بسیار اشتباه است. چنانچه می بینید مقاطع بعدی نمی توانند مشکلات مقاطع قبلی را برطرف کنند بلکه مقاطع پایه هستند که در صورت درست برگزار شدن می توانند به اجرای درست مقاطع بالاتر کمک کنند.

4- با توجه به بند قبل، در نظر داشته باشید که اگر قصد دارید یک کارشناس شبکه خوب شوید، راه آن تحصیل در یکی از رشته های مهندسی کامپیوتر و نهایتا همانطور که گفتید فعالیت بیشتر مثلا به مدت 4 سال در زمینه مورد علاقه تان است البته نه در دانشگاه بلکه در محیط کار! چرا که اساس آموزش دانشگاه بر اساس اساتید آن است و از آنجا که اساتید معمولا در مقاطع بالا درس خوانده اند از این که یک مهندس یا کارشناس خوب باشند فاصله گرفته و تبدیل به یک پژوهشگر یا نظریه پرداز خوب شده اند. از آنان انتظار نداشته باشید که قیمت آخرین محصولات ارائه شده به بازار را بدانند. البته هستند اساتیدی که علاوه بر اینکه یک پژوهشگر خوب هستند، یک کارشناس یا مهندس خوب هم البته در یک زمینه خاص هستند اما نمیتوانید این انتظار را از همه اساتید داشته باشید. تاکید می کنم مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در راستای یک کارشناس یا مهندس خوب شدن نیست بلکه راه و مسیر خود را به سمت پژوهش تغییر می دهند که یک مهندس خوب نیاز اندکی به پژوهش خواهد داشت.

5- از مطلبی که نوشتید اینطور برداشت کردم که گمان میکنید در کشورهای دیگر چنین مشکلی وجود ندارد. باید بگویم که خیلی کشورهای دیگر هستند که مشکلشان از ما هم بیشتر است اما شما درست می گویید هستند کشورهایی که به این معزل زیاد دچار نشده اند و مشکلاتشان در این مورد کمتر است. من با بقیه کار ندارم ولی اگر همه دنیا هم مشکل داشته باشند، کوچکترین عیب یا مشکلی را برای هموطنان و همکیشان خودم نمی پسندم.

6- پس باعث این مشکل کیست؟ در این معزل اشخاص متعددی سهیم اند: استاد، دانشجو، جامعه، سیستم آموزشی، بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران به سبب شکست در مقابل تیم آرژانتین، گرد و غبار محلی یا هر شخص دیگری که مسبب این معزل باشد، کسی که از آن مستقیما آسیب میبیند کسی نیست جز خود دانشجو. البته دیگران هم پس از مدتی به صورت زنجیره ای از این آسیب بی نصیب نخواهند ماند.

7- مشکل چیست؟ مشکل قواعد سلطان محمود غزنوی است. هدف از آموزش و سیستم آموزشی تربیت انسانها برای اهداف خاص است اما به منظور ارزیابی اشخاص سلطان محمود غزنوی دست به کار شد و یک قاعده قراردادی و انسانی را به نام مدرک به وجود آورد و اسباب آنرا نیز نمره نهاد. پس از اندکی برخی که به قواعد سلطان محمود ایمان داشتند و قواعد کائنات را خیلی جدی نمی گرفتند به جای آنکه به دنبال علم آموزی باشند، به دنبال نمره و مدرک افتادند. جوینده یابنده است. دانشجویی که به جای یادگیری به دنبال دریافت نمره بالا و گرفتن مدرک است همان را می یابد. چرا انتظار دارید چیز دیگری بیابد. به خاطر دارم که در گذشته دروسی مانند برنامه نویسی، کارگاه عمومی، کارآموزی و پروژه توسط اساتید و دانشجویان چنان جدی انگاشته می شد که با همه دروس برابری می کرد، اما الان به گونه دیگری است.
البته بر این نکته تاکید کنم که در همین روزگاران هم دانشجویانی که هدف خود را صرفا دریافت نمره و مدرک نمی دانند بسیار موفق هستند. شاید تعجب کنید گاهی اوقات در پایان یک ترم و اعلام نمره دانشجویانی با ارسال ایمیل از محتوا و نحوه اجرای کلاس تشکر می کنند که وقتی به لیست نمرات مراجعه می کنم نمره بسیار بالایی ندارند و این نشان از این است که انرژی خود را به شکل مشخص صرف دریافت نمره نکرده اند و با اینکه نمره بالایی ندارند به سبب آموخته های خود از یک کلاس و درس راضی اند.
من معتقدم دانشجویانی که هدف خود را علم آموزی و مهارت آموزی می گذارند در همین سیستم بسیار موفق و با انگیزه اند و هرگز به خیل کسانی که به ظاهر شبیه آنانند ولی در پی چیز دگرند توجه نمی کنند. اگر در یک دانشگاه در کشور دیگر می بینید که دانشجویان انگیزه بالایی دارند به این علت است که فقط همین دسته از افراد وارد دانشگاه می شوند و مشابه اینجا نیست که تقریبا همه کسانی که دیپلم می گیرند راهی دانشگاه شوند. تعداد کثیری از اشخاص اهداف خود را در راههای دیگر یافته و پس از دیپلم سراغ آن راهها می روند. شما نمی توانید همه جوانان ایران را با درصد اندکی از جوانان یک کشور دیگر که با هدف مشخص وارد دانشگاه می شوند مقایسه کنید. معزل بزرگتری که در آینده گریبانمان را می گیرد این است که نانوا و قصاب و پینه دوز نداشته و همه دارای مدرک دانشگاهی هستند البته لزوما همه آنان در رشته خود مهارت و علم لازم را ندارند.

گمان می کنم که به تفصیل به موضوع پرداختم و امیدوارم این هفت بند در افکار شما بتواند به صورت بخشهایی از یک پازل نقش خوبی بازی کند. تاکید می کنم که این نظرات شخصی من است که از نظرات مخالف آن استقبال می کنم. در بخشهای انتهایی این متن شاید این تصور پیش بیاید که علت مشکل را بیشتر به سمت دانشجویان سوق داده ام که البته این چنین نیست و از این رو که آسیب پذیرنده اصلی دانشجویان هستند خواستم بگویم که خودشان باید بیشتر به این مساله اهتمام داشته و البته اولیاء، اساتید و دیگر تاثیرگذاران نیز وظایف خود را فراموش نکنند.

پیروز باشید.

1393/04/12

تعداد بازدید:3689
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.