جاجرم
چندی پیش مهمان مردم خوب Ùˆ خونگرم جاجرم بودم Ú©Ù‡ معمولا به نام گرمه جاجرم شناخته Ù…ÛŒ شود. از سال 71 آن هنگام Ú©Ù‡ دوستی به نام شیخ ØØ³Ù† زارعی Ú©Ù‡ دختری به نام ملیØÙ‡ داشت Ùˆ الان باید یک خانم 24-25 ساله باشد،خود را از جاجرم معرÙÛŒ کرده بود این نام در خاطرم بود Ùˆ گهگاه توق٠قطار در ایستگاه جاجرم خاطرات آن دوران را بر پرده ذهنم روشن Ù…ÛŒ کرد. تا اینکه چند Ù‡ÙØªÙ‡ پیش به دعوت آقای اصغری راد به سوی جاجرم ØØ±Ú©Øª کردیم. پس از ساعتی رانندگی در دل کویر Ùˆ ØØ§Ø´ÛŒÙ‡ جنوبی کوههای شرقی البرز به گرمه رسیدیم Ùˆ سپس جاجرم. پیش از آنکه آقای اصغری را از رسیدن خود با خبر کنیم گشتی در شهر زدیم Ùˆ در میدان اصلی شهر به همراه پیرمردانی Ú©Ù‡ به رسم قدیم در سایه دیواری پناه Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ بودند به Ú¯Ù¾ Ùˆ Ú¯ÙØª پرداختیم. پس از چندی آقای اصغری راد رسید Ùˆ شب را در کنار او Ùˆ دوستانش در مزرعه ای پر از زیبایی Ùˆ Ù…ØØ¨Øª گذراندیم تا ÙØ±Ø¯Ø§ Ú©Ù‡ پس از خوردن غذای Ù…ØÙ„ÛŒ جاجرم به نام قلیÙ‌چال به خانه برگشتیم.در ØØ§Ù„ÛŒ آنها را ترک Ù…ÛŒ کردم Ú©Ù‡ اندیشه زندگی آن مردمان رهایم نمی کرد. مردمی Ú©Ù‡ کار جوهره زندگی آنان بود Ùˆ ساده زیستی Ùˆ تÙکر در راز خلقت قسمت اصلی شخصیت آنان را تشکیل Ù…ÛŒ داد. آنها Ú©Ù‡ آهو شکار نمیکردند Ùˆ ØØ±Ù…ت پرندگان آسمان را نگاه Ù…ÛŒ داشتند. آنها Ú©Ù‡ صدای Ù†ÙØ³ خاک را Ù…ÛŒ شنیدند Ùˆ قدر آب را در دل یک کویر خشک Ùˆ سوزان خوب Ù…ÛŒ دانستند. Ú†Ù‡ خوشبختند مردمانی Ú©Ù‡ اگر یک ساعت در میدان اصلی شهرشان بنشینی با تو دوست Ù…ÛŒ شوند Ùˆ آرامش زندگیشان را Ù…ÛŒ توانی در دستان پدرانی ببینی Ú©Ù‡ پسرانشان را با قدمهای آرام در سایه درختان همراهی Ù…ÛŒ کنند Ùˆ شاید دخترکانی Ú©Ù‡ در آرزوی پدر پا در جویی پر از آب روان خاطره ها دارند.
1393/03/09
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی