اخذ مدرک
در گذشته های دور قطعه نظمی را به شوخی Ù…ÛŒ خواندند Ú©Ù‡ "ما برای اخذ مدرک آمدیم، Ù†ÛŒ برای درک مطلب آمدیم". این روزها نه به طنز Ú©Ù‡ با جدیت عمل Ù…ÛŒ کنند Ùˆ دیگر اصلا این قطعه را نمی خوانند Ú†Ù‡ برسد به اینکه هنگام خواندن آن لبخندی از تمسخر هم بر لب بگیرند. آنوری ها از سالهای دور داستانی دارند Ú©Ù‡ مرورش زیان ندارد.جینو ØÙˆØµÙ„Ù‡ نوشتن نداشت. با اینکه عاشق مدرسه بود به خاطر مشق نوشتن از درس Ùˆ مدرسه خسته Ù…ÛŒ شد. او با خودش Ùکر Ù…ÛŒ کرد کاش یک مداد جادویی داشتم Ùˆ Ù…ÛŒ توانستم با آن مشقهایم را بنویسم. آن وقت Ùقط مداد را روی Ø¯ÙØªØ± Ù…ÛŒ گذاشتم Ùˆ خودش شروع به نوشتن Ù…ÛŒ کرد. جینو غرق در Ùکر Ùˆ خیال بود Ú©Ù‡ یک Ø¯ÙØ¹Ù‡ ابر آرزوها درست بالای سرش قرار Ú¯Ø±ÙØª. ابر آرزوها روی سر جینو شروع به باریدن کرد Ùˆ آرزوی جینو براورده شد. جینو ØµØ§ØØ¨ یک مداد جادویی شد.
از ÙØ±Ø¯Ø§ÛŒ آن روز هر وقت جینو Ù…ÛŒ خواست مشق هایش را بنویسد Ùقط مداد را روی Ø¯ÙØªØ± Ù…ÛŒ گذاشت مداد خودش شروع به نوشتن Ù…ÛŒ کرد Ùˆ جینو هیچ زØÙ…تی نمی کشید. جینو ØØ§Ù„ا دیگر خیلی بچه ÛŒ زرنگی شده بود. مشق های او همیشه تمیزتر Ùˆ بهتر از دیگران بود. جینو خیلی Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ بود Ùˆ Ùکر Ù…ÛŒ کرد اینطوری از همه زرنگتر Ù…ÛŒ شود.
بالاخره مدرسه ی جینو با کمک مداد جادویی تمام شد و جینو معلم شد. جینو به عنوان معلم وارد مدرسه شد. او می خواست به بچه های مدرسه درس بدهد. ولی او که یک مشکل بزرگ پیدا کرده بود. او اصلا بلد نبود چیزی بنویسد. دستخط او از دستخط خرچنگها و قورباغه ها هم بدتر بود. وقتی جینو می خواست پای تخته چیزی بنویسد همه ی بچه ها به او می خندیدند. دست جینو به نوشتن عادت نداشت.
ØØ§Ù„ا جینو یک معلم بی سواد بود او تازه Ùهمیده بود کسی Ú©Ù‡ زیاد Ù…ÛŒ نویسد بیشتر یاد Ù…ÛŒ گیرد Ùˆ دستخط بهتری هم پیدا Ù…ÛŒ کند. ØØ§Ù„ا آقای معلم بعد از این همه سال تازه مجبور شده است دوباره از اول درس بخواند. ØØ§Ù„ا او کلاس اول است.
1392/11/06
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی