به ØØ±Ù… رهم ندادند
بعد از یکسال با غلبه بر هزاران مشکل Ùˆ مساله از آب Ùˆ هوا Ùˆ شرایط جوی Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ تا بلیط Ùˆ ماموریت Ùˆ کار Ùˆ بار هر جور بود سه شنبه این Ù‡ÙØªÙ‡ رسیدم مشهد. تا به ØØ§Ù„ سابقه نداشت اینقدر ÙØ§ØµÙ„Ù‡ Ø¨ÛŒÙØªØ¯. Ú¯ÙØªÛŒÙ… همین امشب Ù…ÛŒ رویم زیارت. شب اول Ú©Ù‡ نشد ÙØ±Ø¯Ø§ بعد از یه کاری Ú©Ù‡ در دانشگاه ÙØ±Ø¯ÙˆØ³ÛŒ مشهد داشتم مستقیم Ø±ÙØªÙ… ØØ±Ù…. این ØØ³ Ú©Ù‡ انگار آقا هنوز نطلبیده با من بود. میدان شهدا، آبمیوه رضا Ùˆ شیر نارگیل، چهارراه نادر، از صØÙ†ÛŒ به صØÙ† بعدی، رد شدن از جلو آشپزخانه ØØ¶Ø±Øª با نگاهی ملتمسانه Ùˆ Ø´Ú©Ù…ÛŒ گرسنه، Ú©ÙØ´Ø¯Ø§Ø±ÛŒ شماره هشت، رد شدن از کنار مدÙÙ† شیخ بهایی Ùˆ شهید هاشمی نژاد، چند قدمی Ø¶Ø±ÛŒØ Ø§Ù…Ø§Ù… رضا، Ùˆ در نهایت آخرین در بسته بود ØØªÛŒ پرده ای کشیدند تا از سوراخهای رواقهای اطرا٠هم نکند چشمم Ø¨ÛŒØ§ÙØªØ¯ به آنجا Ú©Ù‡ بیش از یکسال Ù†ÛŒØ§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ بود. واقعا در Ùˆ دیوار منور این بارگاه ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ Ù…ÛŒ زد Ú©Ù‡ تو در برون Ú†Ù‡ کردی Ú©Ù‡ درون خانه آیی؟! آیا باید جایی سکوت Ù…ÛŒ کردم Ùˆ ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ زده ام یا جایی نیاز به ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ Ùˆ داد بوده است Ùˆ ساکت مانده ام؟ راهی بود Ú©Ù‡ باید Ù…ÛŒ Ø±ÙØªÙ… Ùˆ Ù†Ø±ÙØªÙ…ØŸ یا نباید Ù…ÛŒ Ø±ÙØªÙ… Ùˆ Ø±ÙØªÙ…ØŸ! خلاصه آنکه بامید بازگشت در همان شب بازگشتم اما از آن روز دو روز Ùˆ شب دیگر گذشت Ùˆ پای بازگشتم ندادند. پروما، نمایشگاه صنعت چاپ Ùˆ بسته بندی، هتل هما، الماس شرق، نسیم لبنان همه جا راهم دادند اما هنوز به ØØ±Ù… رهم ندادند. شاید ÙØ±Ø¯Ø§!1390/11/21
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی