در این سرا
در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند
يكي زشب Ú¯Ø±ÙØªÚ¯Ø§Ù† چراغ بر نمي كند
كسي به كوچه سار شب در Ø³ØØ± نمي زند
نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار
دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زند
دل خراب من دگر خراب تر نمي شود
كه خنجر غمت از اين خراب تر نمي زند
گذر گهي است پر ستم كه اندرو به غير غم
يكي صلاي آشنا به رهگذر نمي زند
چه چشم پاسخ است از اين دريچه هاي بسته ات
برو که هيچ کس ندا به گوش کر نمي زند
نه سايه دارم Ùˆ نه بر بيÙکنندم Ùˆ سزاست
اگر نه بر درخت تر کسي تبر نمي زند
هوشنگ ابتهاج از شاعرانی است Ú©Ù‡ شعرهای ØÙ…اسی Ùˆ انقلابی اش در سالهای نخستین پس از انقلاب بسیار مورد توجه قرار Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ روزگار پر سرور Ùˆ شور آن سالها Ùˆ سالهای ØÙ…اسی 8 سال رزم Ùˆ Ø¯ÙØ§Ø¹ از کیان Ùˆ آیین وطن را آهنگین Ùˆ به یادماندنی کرد. امشب دوباره یاد آن روزگاران کردم. آرزومند بهترینها در شب میلاد قائم آل Ù…ØÙ…د برای میهمانان اتاق من هستم.
1390/04/25
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی