بزرگ بود و از اهالی امروز بود
دو Ù‡ÙØªÙ‡ پیش در عید قربان میزبان پدر Ùˆ مادرم بودم. در انتهای شب گعده ای داشتم با آنان در مورد مرگ! پدر گویی وصیت Ù…ÛŒ کرد Ú©Ù‡ وقتی Ù…ÙØ±Ø¯Ù… دیگران را به زØÙ…ت نیاندازید Ùˆ با نصب پارچه سیاه موجبات دلگیریشان را ÙØ±Ø§Ù‡Ù… نیاورید. مادر هم از مرگ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØª اما پدر بسیار سخن Ú¯ÙØª از اینکه اجل گشته میرد نه بیمار سخت. از داستان مردی از مردان خدا Ú¯ÙØª Ú©Ù‡ از خدا خواسته بود زمان مرگش بدست خودش باشد. از دÙینی Ú¯ÙØª Ú©Ù‡ برادران Ùˆ خواهرانش نسبت به او داشتند Ùˆ از من خواست پیگیر آن باشم. از پدر Ùˆ مادرش Ú¯ÙØªØŒ از زندگیشان از مرگشان Ùˆ آنقدر Ú¯ÙØª تا خواب هر سه مان را خاموش کرد Ùˆ ÙØ±Ø¯Ø§ ØµØ¨Ø ÙˆØ¯Ø§Ø¹ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ Ø±ÙØªÙ†Ø¯.با آغاز ماه Ù…ØØ±Ù… برنامه های زندگیش Ú©Ù‡ بعدا در مورد آنها بیشتر خواهم Ú¯ÙØª سخت ÙØ´Ø±Ø¯Ù‡ شده بود Ùˆ مشغولیت هایش بسیار. خود را برای آمدن ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù†Ø´ در پایان Ù‡ÙØªÙ‡ آماده Ù…ÛŒ کرد. پول ØµØ¨ØØ§Ù†Ù‡ دعای ندبه جمعه آخر Ù‡ÙØªÙ‡ را به مسجد برد Ú©Ù‡ در آخر Ù‡ÙØªÙ‡ مهمان دارد Ùˆ شاید نتواند خود برای آماده سازی آن اقدام کند. شور Ùˆ ØØ§Ù„ÛŒ داشت Ùˆ در تکاپو برای ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù† Ùˆ نوه هایش.
در آخرین شب پاییز، وقتی با او تماس Ú¯Ø±ÙØªÙ…ØŒ مهمان خانواده ای بود Ú©Ù‡ مستاجرش بودند. وقتی به خانه برگشت با من تماس Ú¯Ø±ÙØª Ùˆ پس از اØÙˆØ§Ù„پرسی از خودم Ùˆ دیگران، از این Ú¯ÙØª Ú©Ù‡ آن خانواده به دیدنش آمده بودند Ùˆ باید پاسخ دیدارشان را Ù…ÛŒ داد.
ØµØ¨Ø Ø¢Ø®Ø±ÛŒÙ† روز پاییز ÙØ±Ø§ رسید. پدر مانند هر روز با بانگ اذان ØµØ¨Ø Ø¨Ø±Ø®Ø§Ø³Øª Ùˆ نماز Ùˆ ذکر Ùˆ ورزش Ùˆ ØµØ¨ØØ§Ù†Ù‡. به مسجد ØØ¶Ø±Øª امیر (ع) Ø±ÙØª Ùˆ در رسای مولایش آنقدر گریست تا سنگین Ùˆ سخت بتواند خود را به منزل برساند Ùˆ آرام Ùˆ خاموش در آغوش خدایی Ú©Ù‡ یک عمر عاشقانه او را عبادت کرده بود بیارآمد.
اگر این چنین تلخ Ù…ÛŒ نویسم Ùˆ از داستانی Ú©Ù‡ ظاهرا غم انگیز است متاسÙÙ…. اما زندگی Ùˆ مرگ پدرم Ú©Ù‡ در موردش Ùقط Ù…ÛŒ توانم بگویم بزرگ بود Ùˆ از اهالی امروز بود برایم بسیار پندآموز است Ùˆ با اهمیت. سعی خواهم کرد گوشه ای از زندگیش را Ú©Ù‡ برایم درسهای بزرگی داشت Ùˆ به گونه ای مسیر زندگی ام را ترسیم کرده است، در نوشته های بعدی ام بیاورم. Ú¯ÙØªÙ… داستانی ظاهرا غم انگیز چون او مرگ را بسیار طبیعی Ùˆ قطعی Ù…ÛŒ دانست. او مرگ را Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù† میوه انسان از درخت زندگی Ù…ÛŒ دانست Ú©Ù‡ وقتی به کمال خود رسید از وابستگی به شاخه های درخت ØÙˆØµÙ„Ù‡ اش سر Ù…ÛŒ رود. با آنکه سن بسیار نداشت Ùˆ از نظر جسمی سرزنده Ùˆ شاداب بود، به ÙˆØ¶ÙˆØ Ù…ÛŒ توان دید Ú©Ù‡ ØÙˆØµÙ„Ù‡ اش سر Ø±ÙØªÙ‡ است. ایام سوگواری سالار شهیدان را تسلیت Ú¯ÙØªÙ‡ Ùˆ ملتمس دعا Ùˆ ذکر ÙØ§ØªØÙ‡ برای مرØÙˆÙ… پدرم هستم.
1388/10/04
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی