باید گریست 1
پیامبرانی از جنس مردان خدا آمدند Ùˆ هر یک به Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø±Ø°ÛŒÙ„ØªÛŒ Ùˆ گسترش ÙØ¶ÛŒÙ„تی در جامعه انسانی پرداختند تا آنکه بشر آنقدر از پیامهای آسمانی Ùˆ عبرت آموزی سنتهای الهی درس Ú¯Ø±ÙØª Ú©Ù‡ بتواند آخرین پیام آسمانی را از آخرین پیامبر Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª نماید.عربستان! جایی Ú©Ù‡ دختران دلبندشان را زنده به گور Ù…ÛŒ کردند Ùˆ از Ø§ÙØªØ®Ø§Ø±Ø§ØªØ´Ø§Ù† راهزنی بود Ùˆ پرستیدن بتهای سنگی Ùˆ چوبی بخش جدایی ناپذیر زندگیشان بود. بدان دوران جاهلیت نام نهاده اند! Ú©Ù‡ این نام نه زیبنده مردم آن دیار Ú©Ù‡ زیبنده مردمانی بود Ú©Ù‡ برای پرستش بتهای ساخته دست آنان در Ù…Ú©Ù‡ گرد هم Ù…ÛŒ آمدند Ùˆ آنجا مرکز تجاری پردرآمدی برای متولیان Ùˆ ساکنان زیرک آن دیار شده بود.
در این میان، مردی Ú©Ù‡ ØØªÛŒ چنین مردمانی به امانتش گواهی Ù…ÛŒ دادند Ùˆ او را بهترین Ù…ÛŒ دانستند از غاری به ظاهر سیاه Ùˆ تاریک بدرآمد تا دنیایی Ùˆ تاریخی از زندگی بشریت را از تاریکی Ùˆ سیاهی بدرآورد. او Ú†Ù‡ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØª جز آنکه خدایی نیست جز الله، خدایی نیست جز خدای Ø§ØØ¯ Ú©Ù‡ نه زاده شده است Ùˆ نه Ù…ÛŒ زاید. خدایی Ú©Ù‡ بزرگتر از آنست Ú©Ù‡ توصی٠شود. خدا نیست آن خدایی Ú©Ù‡ از سنگ Ùˆ چوب است Ùˆ مایه کسب درآمد Ùˆ امرار معاش متولیانش.
تاریخ خوب Ù…ÛŒ داند داستان خاکروبه Ùˆ دشنام آن مردمان را بر سر کامل ترین انسان قرون Ùˆ اعصار پیش Ùˆ پس از آن هنگام. تاریخ خوب میداند داستان شکنجه Ùˆ سنگ پرانی به پیروان مردی را Ú©Ù‡ دنیا پیش Ùˆ پس از آن هرگز به مانند او را بر خود ندید. تاریخ Ù…ÛŒ داند قصه شعب ابی طالب را، سرنوشت یاسر Ùˆ سمیه را، Ùˆ سرانجام هجرت را! تاریخ ØØªÛŒ روزی را به خاطر Ù…ÛŒ آورد Ú©Ù‡ خداوند بانگ ارجعی یا ایتها Ø§Ù„Ù†ÙØ³Ù‡ مطمئنه را به رسولش خطاب کرد. او چشم از این دنیا ÙØ±Ùˆ بست. Ú†Ù‡ روز دردناکی است روز رØÙ„ت مردی Ú©Ù‡ خداوند در کتابش او را رØÙ…Ù‡ للعالمین نامیده است. اما آیا باید گریست؟!
بر مصائب Ùˆ نامردمی ها Ù…ÛŒ توان گریست اما مگر Ù…ÛŒ توان بر مردی گریست Ú©Ù‡ رØÙ…Ù‡ للعالمین است برای اشر٠مخلوقات؟ مگر او همان مردی نیست Ú©Ù‡ از امتش در ازای اجرای رسالتش هیچ نمی خواست Ùˆ تنها هدایت قومش را جویا بود. پس چرا باید بر او گریست آنگاه Ú©Ù‡ رسالتش ساری Ùˆ جاری است با آنکه چشم از جهان ÙØ±Ùˆ بسته است. پیامی Ú©Ù‡ او از آسمان آورده بود زنده بود Ùˆ نگاهی به اÙÙ‚ تاریخ نشان Ù…ÛŒ داد روزی را Ú©Ù‡ قلبها تسلیم آئین اسلام باشند. مگر Ù…ÛŒ شود بر مردی گریست Ú©Ù‡ ØÚ©ÙˆÙ…ت عدل Ùˆ داد را برپا نموده Ùˆ مردی چون علی را ولی Ùˆ وصی خود به جا گذارده است؟! بر چنین مردی هرگز نباید گریست! چرا Ú©Ù‡ خواهان عمر جاودان نبود Ú©Ù‡ با رØÙ„تش سزاوار گریستن باشد. او Ùقط Ùˆ Ùقط آمده بود تا رسول خدا باشد برای هدایت انسانها Ú©Ù‡ ماموریتش را به پایان برده بود Ùˆ ØØ§ØµÙ„ رسالتش را به وارثانی Ù…ÛŒ سپرد Ú©Ù‡ اگرچه 12 تن بودند ولی تا پایان تاریخ امتش را به ØØ§Ù„ خود وا نمی گذاشتند Ùˆ تنها آرزویشان چون پیشوایشان هدایت انسانها بود. بر چنین مردی هرگز نباید گریست Ú©Ù‡ سزاوار گریستن نیست. او Ùقط سزاوار آن است Ú©Ù‡ تا تاریخ تاریخ است معلم باشد برای بشر. بر چنین مردی هرگز نباید گریست.
1389/08/14
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی