بوی علÙ
دیروز Ø±ÙØªÛŒÙ… ÙØ±ØØ²Ø§Ø¯ به نیت کباب ماهی! اما این روزها ظاهرا ماهی ها اونقدر ریز هستند Ú©Ù‡ شکار ما نمیشن. عمو ماهی ÙØ±ÙˆØ´ Ú¯ÙØª Ú©Ù‡ باید تا آخر ماه رمضون صبر کنید تا ماهی ها درشت تر شن. ما هم Ú¯ÙØªÛŒÙ… باشه! ÙØ±ØØ²Ø§Ø¯ با Ù‡ÙØª چشمه رنگارنگ Ùˆ طبیعت بسیار زیباش واقعا معرکه است. باغها Ùˆ زمینهای کشاورزی سرسبزی Ú©Ù‡ جویبارهای آب روان به همراه موسیقی آواز پرندگان اونو به کوههای رنگارنگی پیوند میده Ú©Ù‡ گاهی سنگی هستن گاهی هم از خاک. با خودم Ùکر میکردم Ú†Ù‡ خوب بود اگه میشد اون چیزی رو Ú©Ù‡ در مقابل آدم ØØ¶ÙˆØ± داره Ùˆ این Ø§ØØ³Ø§Ø³ رو به وجود میاره، به تصویر کشیده بشه یا تو غالب کلمات دربیاد. به یاد گلستانه Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù… Ú©Ù‡ اگرچه خیلیها اونو ندیدن، ولی یکی پیدا شد با کلماتی ساده طوری ÙˆØµÙØ´ کنه Ú©Ù‡ Ø§ØØ³Ø§Ø³ ØØ¶ÙˆØ± در گلستانه رو به خیلیها منتقل کنه.دشت هایی Ú†Ù‡ ÙØ±Ø§Ø®
كوه هایی چه بلند
در گلستانه Ú†Ù‡ بوی علÙÛŒ Ù…ÛŒ آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری، ریگی، لبخندی
پشت تبریزی ها
غÙلت پاكی بود كه صدایم Ù…ÛŒ زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
Ú†Ù‡ كسی با من ØØ±Ù Ù…ÛŒ زد؟
سوسماری لغزید
راه Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù…
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار، بوته های گل رنگ
Ùˆ ÙØ±Ø§Ù…وشی خاك
لب آبی
گیوه ها را كندم و نشستم پاها در آب
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نكند اندوهی، سر رسد از پس كوه
چه كسی پشت درختان است؟
هیچ می چرد گاوی در كرد
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند كه چه تابستانی است
سایه هایی بی لك
گوشه ای روشن و پاك
كودكان Ø§ØØ³Ø§Ø³! جای بازی اینجاست
زندگی خالی نیست
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
آری، تا شقایق هست زندگی باید كرد
در دل من چیزی است مثل یك بیشه نور مثل خواب دم صبØ
و چنان بی تابم كه دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر كوه
دورها آوایی است كه مرا می خواند!
1388/03/24
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی