• عقل از کف داده و دل در دست گرفته اند و از بزرگی این دل بهره برده و در پی کشف دور دستهای فیزیک و متافیزیک هستند. از غیب می گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل می دانند و از سرانجام تاریخ می نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر که در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته و بر ابهاماتش افزون گشته. می روی تا بدانی و با هر گام بیشتر دانی که نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

عمو جغد شاخ دار و بنر

از کودکی تا اکنون عمری است که چشم به صفحه تلویزیون دوخته ایم تا صحنه ای را ببینیم که در آن تام سر جری را گوش تا گوش بریده و آنرا نوش جان می کند، اما نشد که نشد به علت بی عرضه گی تام. اما در داستانی متفاوت عمو جغد شاخدار که شدیدا گرسنه بود و مستاسل، از خوردن سنجابی که به او مهر می ورزید و عمویش خطاب می کرد خودداری می کرد آنهم نه از سر ناتوانی و بی عرضه گی که از سر نیک پیشگی. اگر روزی شنیدید که عمو جغد شاخدار عنان از دست بداد و بنر را خورد، در مورد او چگونه قضاوت می کنید؟ آیا می توانید خود را در کفش او بنشانید و شرایطش را درک کنید یا بی مهابا بر او می تازید و معصومیت و نیکی خود را به رخ خود و دیگران می کشید؟

1391/07/12

تعداد بازدید:13669
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.