Ø³ÙØ±Ù‡ اسرارآمیز
چند روزی به علت مشغله کاری در روزها، مراسم دهه اول Ù…ØØ±Ù… در شبها Ùˆ Ù…Ø³Ø§ÙØ±Øª نتوانستم بنویسم تا آنکه همین الان همسایه خوبم تذکر داد Ùˆ Ú¯ÙØªÙ… چشم همین الان مینویسم.امسال Ù…ØØ±Ù… برای من Ú©Ù…ÛŒ با چند سال اخیر Ù…ØªÙØ§ÙˆØª بود. سالهایی در مسجد ابوذر آخن گذشت با جمعی از شیعیان Ùˆ بعضا اهل تسنن ایرانی، لبنانی، عراقی Ùˆ ترک با زبان مشترک آلمانی Ú©Ù‡ تقریبا هیچ کس آنرا درست نمی Ùهمید. در سالهای دیگر نیز معمولا با توجه به Ù…ØÙ„ سکونت خود، همه شبها در یک تکیه یا مسجد Ù…ÛŒ گذشت. اما امسال با تکیه روستای خرقان شروع شد با جمعیتی بالغ بر هزار Ù†ÙØ± Ùˆ دو شب در مسجد تاش (وطنم) تا شبی در یک مراسم خانگی Ùˆ شبی دیگر در مسجد Ù…ØÙ„Ù‡ دوران کودکی تا پایان آن با ØØ¶ÙˆØ± در تکیه Ø§Ø¨ÙˆÙ„ÙØ¶Ù„ÛŒ گرگان به همراه پدرم Ú©Ù‡ تکیه ای است ÙØ§Ù…یلی رقم خورد. پذیرایی های شام Ùˆ نهار به همراه اØÙˆØ§Ù„ پرسی کسانی است Ú©Ù‡ گویی Ùقط سالی یکبار یکدیگر را ملاقات Ù…ÛŒ کنند Ùˆ آن هم Ùقط در همین مکان Ùˆ همین زمان. بسیار جالب است Ùˆ دیدنی Ú©Ù‡ نوعی شع٠و سرزندگی را به آدمها اهدا Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ با مراسم عزاداری همخوانی ندارد. از طرÙÛŒ کسانی را پای Ø³ÙØ±Ù‡ Ù…ØØ±Ù… میبینی Ú©Ù‡ تا دیروز شخصیت خود را در نوعی به ظاهر روشنÙکری Ùˆ تکذیب دین Ùˆ مذهب Ù…ÛŒ دانستند اما ØØªÛŒ یک شب از این مراسم آئینی را هم از دست نمی دهند.
1387/10/23
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
قبلی