اتاق من
در دوران نوجوانی در خانه پدری ام اتاقی بود Ú©Ù‡ اتاق من بود. این اتاق خلوتی بود Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ شد در آن خورد، نوشید، Ùˆ اندیشید. اتاق من در سایه بود به همان اندازه Ú©Ù‡ به Ø¢ÙØªØ§Ø¨ نیاز بود. اگرچه پنجرهایش باز، ماءمن هر راز بود. در اتاق من شب بود به زیبایی مهتاب. روز بود به بلندای Ø¢ÙØªØ§Ø¨. در اتاق من قانونی نبود جز آنچه دل آرزو Ù…ÛŒ کرد. از آن زمان ده سال Ù…ÛŒ گذرد. امروز پنجم ÙØ±ÙˆØ±Ø¯ÛŒÙ† 1387 هجری شمسی است. دیر زمانی بود Ú©Ù‡ ÛŒØ§ÙØªÙ† اتاقی مانند اتاق من سخت دشوار بود Ùˆ شاید ناممکن. تا آنکه امروز، من این اتاق را ÛŒØ§ÙØªÙ…. شباهت زیادی به اتاق من دارد. Ú©Ù…ÛŒ روی آن کار کردم تا آنرا شبیه اتاق من بیارایم. در را گشودم Ùˆ نوشتن را آغاز کردم. اینجا اتاق من است. در اتاق من خلوتی است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ توان در آن خورد، نوشید Ùˆ اندیشید. سایه دارد Ùˆ Ø¢ÙØªØ§Ø¨. شبی به زیبایی مهتاب Ùˆ روزی به بلندای Ø¢ÙØªØ§Ø¨. پنجره هایش باز است Ùˆ Ù…ØØ±Ù… هر راز است. قانونی ندارد جز آنچه دلم Ù…ÛŒ خواهد. اینجا اتاق من است1387/01/05
مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
