• عقل از کف داده و دل در دست گرفته اند و از بزرگی این دل بهره برده و در پی کشف دور دستهای فیزیک و متافیزیک هستند. از غیب می گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل می دانند و از سرانجام تاریخ می نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر که در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته و بر ابهاماتش افزون گشته. می روی تا بدانی و با هر گام بیشتر دانی که نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

رندان راه - کلام سی و دوم: اراده

خسته ام
آنقدر خسته که خوابم می آید!
نه جای اندیشه دارم،
نه نای گفتنی،
و نه پای رفتنی!
به راه تو سپرده ام خود را
بر این رود روان من خوابم
چشمانم بسته
جسمم خسته
و فکرم خالی!

آنانکه آسوده می پندارند ما را
بر ساحل بیدارند
بر ساحل پرکارند
و بر ساحل نگرانند.
مگر نه آنکه آنان بیدار و پرکار و نگرانند تا آسوده شوند!
راه همیشه در پیش است
و همه رهرویم

ما که می دانیم
و آنانکه نمیدانند.

ما که بی عملیم
و آنانکه دغدغه دارند.

ما که خوابیم
و آنانکه بیدارند.

همه رهرویم! آسوده ماییم یا آنان؟!

آسوده ترین، پر است از نگرانیها
و پردغدغه ترین، خالی است از نگرانیهای راه!

1393/11/13

تعداد بازدید:1131
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.