• گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...



  • مرغ آمین گوی، دور می گردد، از فراز بام، در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور، می شکافد جِرم دیوار سحرگاهان، وز بر آن سرد دود اندود خاموش، هرچه با رنگ تجّلی، رنگ در پیکر می افزاید می گریزد شب صبح می آید.


    ادامه مطلب...



  • سبز بر تن می کنی و تبسم لبان تبدارت شعله شمعی شود در بزم باده نوشان. چون ماهی قرمز در تنگ زندگی آنان که گردش ساغر و پیچش مویت بینند به سماع برمیخیزی.


    ادامه مطلب...

رندان راه - کلام شانزدهم: لوجم

گاه میبینی،
اما تار و مبهم!
چشمت را ببند
و در هزارتوی تاریکی ها،
به دنبال راهی باش!
شاید که ذهنت ترا هدایت کند

گاه میشنوی،
اما خفیف و نا آشنا!
گوشت را ببند
و به صدای قلبت گوش کن
گاه هیچ صدایی نمی آید
حتی کورسوی امیدی نیست
نشانه ها و خطها بسیارند
که رندان راه و آگاهان به سر و راز هستی دست در آن برده اند

و گاه قطره ای یا جامی از سرچشمه هستی برداشته اند
چشم و گوش و هر حس و درکی را لب طاقچه ابلهان بگذار
خود را در جریان و حرکتی بگذار که سراسیمه و پایدار از اطرافت می گذرد
توکل را فراموش نکن،
توسل را هم!

خود را بسپار به راه
شاید که نشان دهد به انگشت اشارت راهی که روشن است
و چه نیک می توان به راهی رفت که خود راه راهنمای آن باشد.

1393/09/25

تعداد بازدید:1075
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.