• عقل از کف داده و دل در دست گرفته اند و از بزرگی این دل بهره برده و در پی کشف دور دستهای فیزیک و متافیزیک هستند. از غیب می گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل می دانند و از سرانجام تاریخ می نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر که در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته و بر ابهاماتش افزون گشته. می روی تا بدانی و با هر گام بیشتر دانی که نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

آرایشگاه دوستان

همه انسانها در طول زندگی خود دوستانی دارند که در طول رابطه دوستی به نحوی از دوستی با آنان منتفع یا متضرر می شوند. مهمترین نکته ای که در خصوص رابطه دوستی مطرح می شود تفاوت دوست دانا و دوست نادان است که مظهر اولی حضرت خضر است و مظهر دومی خاله خرسه. از نگاهی دیگر رابطه دوستی در بزنگاههای زندگی است که باید به داد انسان برسد و با ارائه سیگنالهای درست، انسان را از خطا باز دارد یا در راه درست پشتیبانی و حمایت کند اما امان از زمانی که وقتی در یکی از بزرگترین بزنگاههای زندگی قرار می گیرید، دوستان اطرافتان خاله خرسه هایی باشند که هر یک به نحوی سنگ بزرگی بردارند و بر سر زندگی ات بکوبند. یکی بیاید و بگوید تو خود خاله سوسکه ای عجب دست و پای بلورینی داری، هر کاری که تو کنی مظهر زیبایی و نیکی است، چه سری؟ چه دمی؟ عجب پایی؟! مبادا به فکر این باشی که در خودت به دنبال عیب و نقصی بگردی. هر چه عیب است از دیگران است و باید آنان به دنبال اصلاح خود باشند. دوست دیگرت آن باشد که بگوید خیالت راحت باشد هر کاری که تو می کنی نه تنها در ذات خود مانند مورد اول نیک است بلکه از نظر دیگران و شرع و عرف نیز مورد تایید همگان است. هرگز غم نخور که در این عالم از هر ده نفر شش نفر می خواهند به جای تو باشند. محکم و با قدرت و سریع برو که مبادا دیر برسی! ما هم در کنار تو ایم و نامردی اگر در این راهی که می روی لحظه ای تردید کنی. دیگر دوستت آن کسی باشد که به علت نداشتن تعادل روانی وقت درمان مشکلت پایش را روی پایت می گذارد و از تو می پرسد درد دارد؟ می گویی بله و او که از حفظ تداوم فکری اش عاجز است می گوید خوب! حالا تو می مانی و اینکه این که او گفت یعنی چه؟!! از همه بدتر آن دوستی است که در روزگاران خوشی در کنار توست. در کوه و کنار رودخانه هنگام تماشای زیباترین های زندگی و طبیعت با توست. آن هنگام که سیخ کباب را بر روی آتش می گذاری با توست اما آنزمان که بر روی آتش در حال سوختنی به بهانه ای، به دلایلی که هر چقدر هم جدی باشد، آنقدر جدی نیست که از حال تو بی خبر باشد، آنزمان که در بزنگاه زندگی ات بر تار مویی لغزانی و باید در کنارت باشد نیست. گمان می کنید شخصی که چنین دوستانی احاطه اش کردن نیاز به هیچ دشمنی دارد؟! گاهی اوقات لازم است یک دستی بر سر و گوش دوستانمان بکشیم و آنان را اصلاح کنیم.

1390/09/24

تعداد بازدید:2836
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.