• عقل از کف داده و دل در دست گرفته اند و از بزرگی این دل بهره برده و در پی کشف دور دستهای فیزیک و متافیزیک هستند. از غیب می گویند، فلسفه خلقت انسان در روز ازل می دانند و از سرانجام تاریخ می نویسند


    ادامه مطلب...



  • ظاهرا هر که در این طریق پیشتر رفته سولاتش نیز پیشتر رفته و بر ابهاماتش افزون گشته. می روی تا بدانی و با هر گام بیشتر دانی که نادانی.


    ادامه مطلب...



  • گاهی قصد گفتن حرفی نداری و خود سر ریز می شود! گاهی به حرف می آورند ترا! گاهی اگر پاسخ نگویی گمان می کنند که لالی! گاهی سخن می گویی به امید شنیدن حتی یک کلمه از آنکه ...


    ادامه مطلب...



  • گاهی حرفی زده می شود که قصد گفتن نداشته ای! گاهی به اشتباه متنی منتشر می شود که قصد انتشار نداشته ای! بعدا باید بر آن عکسی افزود و خلاصه ای.


    ادامه مطلب...



  • بسیار نوشتم، بسیار خواندم، بسیار ملاقات بزرگواران بسیار مرا بسیار تغییر داد. خلوت اتاق من جای اندیشیدن بود و شنیدن بیش از نوشتن. اکنون احساس می‌کنم که بسیار بسیار شده است مرا سماع در بازار و فریاد بر مناره!


    ادامه مطلب...

باید گریست 2

محمد (ص) رفت و تنها میراثی که برای آل عبا وانهاد ادامه رسالتی بود که آن را از عرش به فرش آورده بود. آنها زیاد نبودند فقط 5 تن بودند. از سرمایه و مال دنیا نیز از آنچه پیامبر و خدیجه داشتند به سبب همان رسالت چیزی نمانده بود که اگر مانده بود نیز چون فدک از آن دیگران بود. آنها حتی از نظر تعداد پیروان و همراهان نیز اندک بودند چون رسالت زندگیشان را همان رسالت پیامبر می دانستند نه گردآوری ثروت و مکنت و سپاه و لشکر. از آنجا که فقط جوینده یابنده است، نه آنان که حتی تا نسلها بعد از خود نیز هیچ یک از هاشمیان و علویان به چنین ابزار و اموالی دست نیافتند که دستانشان جویای متاعی دیگر بود.
علی (ع) خانه نشین شد و خلفای راشدین حکومت اسلامی را بنا نهادند. اگرچه سالها بعد پیروان این بزرگواران بر سر خلافت بعد از پیامبر نزاعها و تفرقه ها برپا کردند و گفتند که آنان برای دریافت دستان بیعت کننده امام از فشار پهلوی دختر رسول اکرم بهره جستند اما آنچه که باعث شد علی (ع) دم برنیاورد و حتی آنان را در حکومتداری یاری رساند چیزی نبود جز رسالتی که به واقع ادامه آن بیش از هر کس از او انتظار میرفت و اگر قرار بود یک نفر از حقوق و امتیازات خود بگذرد تا رسالت پیامبر ادامه پیدا کند، آن شخص کسی نبود جز علی (ع).
رفتار و گفتار امیر مومنان چه آن زمان که در کنار خلفای راشدین در اصلاح امور مسلمین اهتمام داشت و چه آن زمان که دلهای امت اسلامی متوجه او گشت و او را به خلافت برگزیدند، گویای آن است که امامت ایشان در تمام آن دوران تعیین کننده مسیر و جهت دهنده رفتار آن امام همام بود نه فقط آن زمان که به عنوان خلیفه برگزیده شد.
در رثای نخستین امام شیعیان که هنوز منظور از امیرالمومنین جناب ایشانند پیروانش بسیار سرودند و خواندند و گریستند چرا که او بود که بعد از مقتدایش آلام دخترش را دید و سکوت کرد. چرا که او بود که 25 سال با تمام شایستگی ها به این بهانه که پیامبر برای خانواده اش ارثی وا ننهاده است خانه نشین گشت. چرا که حتی در دوران کوتاه خلافتش سه جنگ را آنهم نه بین مسلمین و کفار که هر سه جنگ را بین مسلمین و مسلمین تجربه کرد. چرا که حتی در محراب نماز هم از یک حریم امن برخوردار نبود و با شمشیر جهل بر منبع دانشی کوفتند که سفارش کرده بود بپرسید از من پیش از آنکه مرا از دست بدهید. اما آیا براستی می توان بر او گریست؟! مسلما پاسخ خیر است چرا که او همه را به سبب رضای پروردگارش با سکوت فریاد کرد. چرا که آن زمان که دیگران به حکومتداری مشغول بودند در اصلاح امور مسلمین کوشا بود و با حفر چاه و آبادسازی نخلستانها در امتداد رسالت رسولش بود. مگر می توان بر آن امام گریست که چرا 25 سال از خلافت محرومش کرده اند؟! مگر کسی توانست در آن روزگاران از امامت هم محرومشان گرداند؟! مسلما خیر. آنها فقط توانستند او را از حکومت و خلافت محروم کنند در حالی که تمام دنیای آنان در نظر وی چیزی نبود که حتی به عطسه بزی یا آب بینی شتری بیرزد اگر نمی توانست در راستای رسالت پیامبر که همان اجرای قسط و عدل بود باشد. از خلافت محرومش کردند اما ایا توانستند او را بر مداری غیر قسط و عدل برانند که حال بر او بگرییم؟! آنان که گمان می کنند باید بر فرق شکافته اش بگرییم هم اشتباه می کنند چرا که او پاسخی تمام کننده به تاریخ داده است که به خدای کعبه رستگار شدم. آیا می توان بر کسی گریست که در محراب هنگام مغازله با پروردگارش رستگار شده است؟!

1389/08/29

تعداد بازدید:1992
نظرات شما

مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.