با روزگار حرکت می کرد و هرگز ندیدم که گامی عقب مانده باشد. در شب مناظره بزرگ به دیدار پدر رفتم تا در کنار او باشم و از نظر و تحلیلش آگاه شوم. آنگاه که من با هیجان و استرس مکالمات را دنبال می کردم، او راحت و آسوده می نگریست تا آنکه به پایان رسید. وقتی نتیجه را از او جویا شدم انتظار داشتم مانند هر انسان دیگری بگوید موسوی بهتر صحبت کرد یا احمدی نژاد و اینکه چه کسی بهتر توانست مردم را به سوی خود جذب کند. اما او نتیجه آن مناظره را در جمله ای خلاصه کرد و آن شد که بعدها دیدیم. یکی از مشکلاتی که در خانواده ها وجود دارد، عدم درک فرزندان توسط والدین است که معمولا والدین می خواهند فرزندانشان آنطور زندگی کنند که آنها زندگی خود را گذرانده اند. مواردی از این قبیل در زندگی یک اجتماع بسیار به چشم می خورد، آنگاه که معلمان و اساتید دانشجویان خود را با روزگار خود مقایسه می کنند و بعد از مقایسه انتظار دارند که آنها نیز مانند خودشان رفتار کنند و مواردی دیگر که بسیارند. در چنین مواردی اسلاف انتظار دارند که آیندگان فقط عمل کنند و با حرکت در مسیر و جهتی که آنان قبلا اندیشیده اند زندگی کنند، غافل از اینکه زندگی فقط عمل و حرکت نیست. زندگی با اندیشیدن در ظرف زمان آغاز می شود و با انتخاب جهت می گیرد و با عمل و حرکت کامل می شود. آزادی از تعصب و پیشفرضهای ذهنی و پیروی از عقل و منطق می تواند قدرت تفکر آزاد یا همان آزاد اندیشی را به انسان عطا کند تا بتواند پا به پای ارابه زمان حرکت کند. ملتمس دعا و ذکر فاتحه برای مرحوم پدرم هستم.