راستی یادم رفت که بگویم چگونه تیام تمیم شد. بعد از انتخاب اسم فرزند تازه وارد، که او را تیام نامیدیم. ثبت احوال و قوانینش نام برگزیده ما را نپسندیدند که این اسم نامی است دخترانه به معنای چشمانم و منسوب به الوار! جالب آنکه کارمند جزئی که در اداره ثبت احوال این مطلب را به اطلاع من رساند برخلاف رئیس و معاون اداره که انسانهای بسیار متشخصی بودند، بسیار ستیزه جو بود و متمایل به نمایش قدرتی که در دست داشت، گویی او بود که برای فرزندان دیگران اسم تعیین می کرد نه والدین کودک و البته قانون. طبق معمول مشاورین حقوقی بسیار توانمندی که دارم راه قانونی غلبه بر قانون ثبت احوال را برایم ترسیم کردند و مهیا، اما مسلما گذاردن نامی دخترانه برای پسرم معقول نبود و چنین بود که تیام بعد از ماهها شد تمیم به معنای استوار، راسخ و محکم.
در منازعه بین ارباب رجوع و کارمندان یک اداره دولتی یا خصوصی که ظاهرا قدرت اجرایی در دستان ارباب رجوع نیست، گاهی اصحاب قدرت چنان بر مسند قدرت تکیه می زنند و قانون را با سلایق شخصی خود می آمیزند که ارباب رجوع بیچاره خود را در مقابل با قانون می یابد و مصر بر دور زدن قانون می شود، غافل از آنکه این قانون بر اساس مستندات عقلی وضع شده و عمل به قانون اگرچه به ظاهر مغلوب شدن در مقابل آن شخص است ولی در واقع پذیرفتن حکمی است که بر عقل منطبق است و در مسیر منافع انسان.