امروز نهم مردادماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت تیام چشم به جهان گشود. روز تولد یکی از روزهایی است که در خاطر خیلی ها ثبت می شود تا روز دگر که روز تحویل امانت جان به صاحب آن است. اما روزهای میانه را چنان در گیرودار زمانه گم می کنیم که گویی قرار نیست هیچیک از این روزهای میانه در جایی ثبت شود. گویا تیام هم مانند خیلی های دیگر از این قاعده مستثنا نیست! هنوز پایش به زمین نرسیده به علت عضویت در صندوق قرض الحسنه تلاش بدهکار است و مقروض! اگرچه بخشی از بدهی اش را بنده تقبل کرده و پرداخت نموده ام اما میزان باقی مانده آن هم کم نیست. خدا صبرش دهد.
برقست این عمر
بادست این عمر
سرتاسر عمر من و تو
تنها دو روزست
یک روز هنگام تولد
روز دگر هنگامه ی مرگ
اما میان این دو
روزی را ندیدم
لیکن اگر دیدی تو روز زندگی را
آن روز را با عشق و شیدایی به شب بر
شب را سحر کن
با او به هر جایی که دل خواهد سفر کن
یک روز طفلی
یک روز پیری
پس کو میان این و آن روز جوانی
در خود نظر کن
من فاش گویم
روز جوانی را ندیدم
گر تو جوانی را به شهر عمر
دیدی
ما را خبر کن