 |
 |
 |
|
|
مسئولیت نظرات ارائه
شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ
های خود هستم |
|
|
 |
 |
 |
|
 |
 |
 |
|
|
|
 |
 |
 |
|
 |
 |
 |
|
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | ...
امید وحیدی مطلق- 1388/12/18: - آقای دکتر سلام
خسته نباشید
مشتاق دیدار
فرصت کردید سری به این لینک بزنید :
شرکت رنگین کمان ایده
اولین شرکت تخصصی تولید فکر و ایده در ایران :
www.idearainbow.com
ایام بکام
شب و روز خوش پاسخ: سلام. میشناسم وبسایتتون رو. موفق باشید.
هستی- 1388/12/17: - سلام
می گم وبتون جالبه نه برای اینکه مطالبش رو خوندم...نه من فقط آخرین ÷ست رو خوندم که خوب جالب بود من لذت بردم از اینکه ارشیو نظرات رو خوندم...چقدر دنیا فراز و نشیب دارم آرشیو شما آیینه ی تمام نمایی بود در نوع خودش...تسلیت برای فوت پدرتون و تبریک برای تولد تیام...چقدر دنیا کوچیکه با همه بزرگیش...
پیروز باشید و شاد
یه پدر خوب واسه تیام جان
پاسخ: متشکرم. ضمنا اسم تیام شده تمیم.
محمدرضا مرتضی قلی- 1388/12/16: - دکتر هم اتاقی نمی خوایین؟
ممنون واسه همه چی... پاسخ: خوش اومدین.
کامران- 1388/12/09: - عرض تسلیت به شما و خانواده محترم
ای ولله انفسکم پاسخ: متشکرم
jiro- 1388/11/29: - سلام
امروز اتفاقی با اتاقتان آشنا شدم.من هم مثل شما استاد دانشگاه هستم. خواستم بگم خوش بحالتان که یک اتاق دارید که مال خود خودتان است، در آن آرامش دارید و البته دوستان خوب . همه زندگی من آرامشی به اندازه اتاق ساده و زیبای شما ندارد. قدر اتاقتان را بدانید. مرسی پاسخ: متشکرم از لطف شما.
Ebi- 1388/11/15: - An jenem Tag im blauen Mond September
Still unter einem jungen Pflaumenbaum
Da hielt ich sie, die stille bleiche Liebe
In meinem Arm wie einen holden Traum.
Und über uns im schönen Sommerhimmel
War eine Wolke, die ich lange sah
Sie war sehr weiß und ungeheuer oben
Und als ich aufsah, war sie nimmer da.
Bertolt Brecht
Erinnerung an die Marie A. پاسخ: Sehr schoen. Danke Ich.
sara- 1388/11/09: - سلام من از دوستان قدیمی اقا مجید هستم میخواستم ببینم چطور میتونم باهاشون تماس بگیرم؟بهشون بگین سارا دادگری هستم در ضمن تسلیت میگم پاسخ: لطفا بگید از دوستان کدوم مجید هستید تا بتونم پیغامتون رو برسونم
یه دوست- 1388/11/01: - در دل من چیزی است...
مثل یک بیشه ی نور...
مثل خواب دم صبح
وچنان بی تابم...
که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت...
بروم تا سر کوه
دورها آوایی است ...
که مرا می خواند پاسخ: دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد !
کیان- 1388/10/29: - سلام
بازهم بهتون تسلیت می گم
پاسخ: متشکرم
میلاد زارعی- 1388/10/25: - سلام استاد
شرمده که دیر متوجه شدم.
هر چی سعی کردم اس ام اس بفرستم نشد، تسلیت ما را پذیرا باشید هرچند شاید کوچکترین کار دنیا باشد.
در پتاه خدا پاسخ: متشکرم
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | ...
|
 |
 |
 |
 | |