خواجه در بند نقش ایوان است
می خواستم از این بگویم که شانس در خانه آدم را فقط یکبار می زند و این شانس برای اتاق من هم پس از مدتها اتفاق افتاد تا یک دانشجوی با استعداد، خوش ذوق و با پشتکار آن را نو کند تا دگر خواجه در بند نقش ایوان نباشد و به فکر پای بست خانه صبح به شباهنگام رساند، که هنگام گشت و گذار کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلی به شعری از حافظ شیرین سخن بر خوردم و حیفم آمد در این موسم گل میهمانان اتاق من را از آن بی نصیب بگذارم.دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
ناموس عشق و رونق عشاق میبرند
عیب جوان و سرزنش پیر میکنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر میکنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر میکنند
ما از برون در شده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده چه تدبیر میکنند
تشویش وقت پیر مغان میدهند باز
این سالکان نگر که چه با پیر میکنند
صد ملک دل به نیم نظر میتوان خرید
خوبان در این معامله تقصیر میکنند
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانهایست که تغییر میکنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
منتظر تغییرات بعدی در نقش ایوان اتاق من باشید. امکاناتی مانند RSS، استفاده از کلمات کلیدی برای مطالب و هر آنچه شما پیشنهاد بدهید را به زودی در اتاق من خواهید دید.
1391/02/23
قبلی مسئولیت نظرات ارائه شده در این صفحه با شخص نویسنده آن است و اینجانب فقط مسئول پاسخ های خود هستم.
فرزانه - 1391/02/24:- الحق که این دانشجوی خوش ذوق بسیار خوش سلیقه هستند.
پاسخ: همینطوره.
فرشته - 1391/02/25:- بسیار زیبا
پاسخ: لطف دارید.
تبریک - 1391/02/25:- خیلی خوووووووووووب شده .
پاسخ: متشکرم.
دانشجو - 1391/02/27:- سلام استاد.حالا که سایتتون نو شده لطفا زود زود آپ کنید.مرسی
پاسخ: سعی می کنم.
saman - 1391/02/27:- حالا چقدر آب خورده این بنا براتون که خوش شانسی محسوب میشه؟ :)
پاسخ: قابل شما رو نداره.